ترس‌ها

خرید بک لینک

اعصابم از این خورده چرا بهت دادم وقتی لذتی نداشت برام مگر لذت سرکشی؟
شاید برای همینش میارزید!
استاد گفت تو بازی دست نبر.

دیگر میلی به ح ندارم. دلش می.خواست به خانهاش بروم که رفتم و او رفت و گرم زندگی شد و من این روزها گوش شیطان کر ...

هیچ میلی و عشقی نیست، منم در جزیرهای ساکت و متروک فقط باید جدیتر بشوم.

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: سه شنبه 19 فروردين 1399 ساعت: 8:51

اضطراب کروناست یا بهمریختگی هورمونی در زمان پریود یا هر دو نمیدانم؟ اما حالم خوش نیست. مرهمی نمیجویم، که میدانم صبر است که مرهم است و نه جز این. اما مدام با خودم تکرار میکنم: قرار است چه بلایی سرمان بیاید؟ نگران بابا و مامان و مادرجونم، نگران میم، نگران خودم و عین. تاب و تحملم کم شده. کاش کش نیاید، کاش چندسال بگذرد و همه باشیم...

کاش ...

من توان مصیبت دیدن ندارم. من پناهی ندارم، خدایی ندارم، مرهمی ندارم. من تنهایم و میترسم.

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: سه شنبه 19 فروردين 1399 ساعت: 8:51

دارد چیزی بینمان شکل میگیرد. یک بازی جدید. درست روزی که ح بلاکم کرد -شب تولدم- مح آمد و بدنیای تنهاییم پا گذاشت. ۱۸ سال دارد و شیفتهی خواندن و دانستن است. دوبرابر او سن دارم و دارد چیزی از جنس هیچ ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: سه شنبه 19 فروردين 1399 ساعت: 8:51

یکسال دیگر هم تمام شد. چندباری عاشق شدم و فارغ شدم. چندباری اشک ریختم. چندی به بیکسی گذشت. دفاع کردم، کرونا آمد و همهی اینها همه در مقابل آدم نشدن من هیچ است و هیچ. چرا باید به مح وابسته شوم حال آنکه او من را به هیچ جایش نیست.

فردا یک روز معمولی نیست فردا همه متمرکزند زندگی بهتری بسازند پس شاید من هم چنین کنم.

دلم خلوت میخواهد. در خودم فرو رفتن میخواهد. خسته ام از این پالت هزار رنگِ قلبم.

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: سه شنبه 19 فروردين 1399 ساعت: 8:51

هیچ فضایی نیست که دست آویز غمم باشد. غمم چیست؟ عدم تحقق رویاها. هر رویا برای من دردیست. هر حظّی در خواب معادل است با دردی در بیداری. دست نیافتنی های خواستنی و رویایی رنجم میدهند.

خواب دهان گشوده میبلعدم و من از مخرج زمانه خارج میشوم.

حالِ آدم منگ و گیجی را دارم که مستی از حد گذرانده و خوشی را تا انتها لمس کرده و حالا دارد درد میکشد.

درد دارم. درد رویاهای دستنیافتنی.

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: سه شنبه 19 فروردين 1399 ساعت: 8:51

کار ما شاید این است

که میان گل نیلوفر و قرن پیِ آواز حقیقت بدویم.

این حرف سهراب نشان از سرگردانی دارد. سرگردانی ای بیپایان. که بدویم و بدویم و هیچ

مح عاشق شد، دوستش دارم اما عمر همه چیز کوتاه و من معنی این روآیا روزی درک خواهم کرد که چرا زندگی فرصت مطلق نیست؟

عشق مطلق، دوستداشتی مطلق. داشتن همیشگی ...

همه چیز گذرا و پوچ.

هیچ بر هیچ

و باز هم به قول استاد هنوز بر همانم. هیچ.

ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: سه شنبه 19 فروردين 1399 ساعت: 8:51

ترک اعتیاد عشق! درد در تنم میپیچد، قوس میخورد، از دستهای بیفرجام بالا میآید نگاهش به مغز است. گلو را میفشارد، لبها را به هم فشرده میکند، چشمها را تنگ و گشاد میکند، موها پریشان میشوند، به مغ ترس‌ها...

ما را در سایت ترس‌ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: سه شنبه 19 فروردين 1399 ساعت: 8:51

صفحه بندی